تابستان است

تابستان است

 دانه های توت بر روی شاخه می خشکد از گرما

ولی همه اهالی دلسردند

همه خانه ها لوله کشی آب دارند اما آب لوله کشی روستا قطع است.

یک نفر سوراخ می کندلوله را

آب قنات هم غیر قابل شرب

خانه روحانی ده نیمه کاره شده است رها

کوچه ها آسفالت است، گوسفندان به راحتی قدم برمی دارند.

پارک برای بچه هایی است که  از شهر می ایند جمعه ها

هر از چند گاهی خانه ای در باغ سبز می شود

 بر سر درخت سنگینی می کند سایه ی  ویلا

"جوده گُرو" بی بید است و دیگر از درختان سپیدار خبری نیست

جوی های سیمانی می برند ابها را

هر روز از ساکنان روستا کم می شود

"تازه گاز هم دارد می آید تا به شهر ببرد ساکنان روستا را"

بزن فریاد شورغینی،براور اه

که مسئولین نمی دانند چه بودست و چه است امروز روستایت

ولی من با تمام کاستی ها دوستش دارم  وخواهم داشت

وامیدم بدان روز است که هر چیزی باز گردد سر جایش

/ 4 نظر / 11 بازدید
علی

سلام شاعر واقعا جالب بود

شورغینی

سلام خیلی قشنگ و جالب بود مخصوصا" قسمت "بزن فریاد شورغینی،براور اه" ممنون

اشناe

بازامدبوی ماه مهر بازکم شدازاحالی این ده بازامدبوی ماه مدرسه بازکم شد از دانش اموزان این مدرسه باز امد بوی دوستی های مدرسه باز کم شدازدوستان مدرسه بازامد بوی بازیهای رامدرسه بازکم شدازهم بازیهای راه مدرسه بازامدبوی بازی فوتبال مدرسه بازکم شدیکی ازبازی کنان مدرسه هرکجاهستنددانش اموزان این مدرسه خداجنم مراقب شان باش

یک شورغینی!

[لبخند] سلام و عرض ادب به شما هم روستایی عزیز کار بسیار زیبایی کردی مخصوصاً احترامی که به شهدای ده گذاشتی و ازشون یاد کردی واقعاً عالی بود. البته منم یه وبلاگ تهیه کردم که هنوز فعالش نکردم که فکر کنم با وجود وبلاگ شما نیازی به اون نیست. ممنون